معنی بامخرمة
5 بازدید
[ مَ رَ مَ ] (اِخ) عبداللََّه بن عمربن عبداللََّه بن احمد بامخرمة، ملقب به تقی الدین متولد ۹۰۷ هـ . ق. او مفتی یمن بود و در علوم عصر تبحر داشت. در حضرموت و زبید و شحر و عدن و تعز و حرمین تدریس میکرد و در سال ۹۴۳ منصب قضاء شحر را به دست آورد، آنگاه از آن کناره گرفت و به عدن مهاجرت کرد. سپس حج گزارد و به عدن بازگشت و در آنجا می زیست تا در سال ۹۷۱ هـ . ق. درگذشت. او راست: «المصباح فی شرح العدة والسلاح» و «الدرة الزهبة فی شرح الرحبیة» و «حقیقة التوحید» در رد بر طائفهٔ ابن عربی. و «الفتاوی» و «معرفة الاوقات و سمت القبلة و معرفة الساعات» و رساله ای در «علم حساب» و «علم المساحة» و رساله ای در «العمل بالربع المجیب» و «ظل الاستواء» و «الجداول المحققة المحررة». ارجوزه ها و اشعاری هم دارد. (از اعلام زرکلی ج ۲ ص ۵۷۱).[ مَ رَ مَ ] (اِخ) لقب طیب بن عبداللََّه بن احمد مورخ و فقیه اهل عدن است. او بسال ۸۷۰ هـ . ق. بدنیا آمد. تاریخی مطول که برطبق طبقات و سنین تنظیم شده است به ترتیب تاریخ ذهبی دارد و از ابتدای هجرت شروع میشود. کتاب دیگر او «مشتبه النسبة الی البلدان» و «شرح صحیح مسلم» است. بامخرمه بسال ۹۴۷ هـ . ق. درگذشت. (از اعلام زرکلی ج ۲ ص ۴۵۳).
کلمات همقافیه با «بامخرمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر