معنی بامبچه
6 بازدید
[ بَ چَ / چِ ] (اِ مصغر) بامبه چه (در تداول عامه) بامب. بامبه، ضرب با کف دست به تارک و میان سر کسی. (یادداشت مؤلف). زخم با کف دست بر سر کسی. بام. بامب کوچک که برمیان سر کسی زنند با کف دست. ضربتی خفیف بر سر کسی با کف دست گشاده. ضربت. (یادداشت مؤلف). توسری کوچک. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمالزاده). - بامبچه زدن؛ ضربت با کف دست گشاده بر سر کسی. بامب زدن. توسری زدن. - بامبچه خوردن؛ بامب خوردن: توسری خوردن.
کلمات همقافیه با «بامبچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر