معنی بامبول
4 بازدید
(اِ) تُنبُل (در تداول عامه). حیله و مکر در کاری. (فرهنگ نظام). کَلَک. دوز و کلک. حقه. نادرستی. تزویر. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمالزاده). مکر. تقلب. شیوه. رنگ. دغل: هزار بامبول میزند، هزار شیوه میزند. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «بامبول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر