معنی بامئین
5 بازدید
[ مَ ] (اِخ) شهری است از اعمال هرات و آن قصبهٔ ناحیهٔ بادغیس باشد و در نسبت بدان بامنجی گفته شود. بدانجا منسوبند گروهی از آن جمله ابوالغنائم اسعدبن احمدبن یوسف البامنجی الخطیب متوفی بسال ۵۴۸ هـ . ق. و ابونصرالیاس بن احمدبن محمود الصوفی البامنجی متوفی بسال ۵۴۲ و متولد حدود سال ۴۶۰ هـ . ق. ابوسعد از این هر دو تن روایت دارد. (از معجم البلدان). شعوری در لسان العجم گوید: بامئین از توابع هرات است و با اسقاط همزه بامین هم گفته اند و شعر ذیل را از ناصرخسرو بشاهد آرد: دیگر چو تو کیست چون تو گشتی مفتی و فقیه بلخ و بامین را. اما این شعر در دیوان ناصرخسرو نیست و آنجا شعر دیگری هست بصورت ذیل: گویی که فلان فقیه گفتست آن فخر امام بلخ بامین. و تصور میرود که در مصراع دوم شعر منقول در شعوری بلخ و بامین نادرست و صحیح آن بلخ بامین و مراد از آن بلخ بامی باشد و یا بلخ بامین صورت دیگری از بلخ بامی باشد با اندک تغییری در علامت نسبت «ین» به «ی» که هردو نسبت نیز درست است. بهرحال از بامین در شعر منسوب به ناصرخسرو بامئین که قصبهٔ ناحیهٔ بادغیس است مراد نیست.
کلمات همقافیه با «بامئین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر