معنی بالیک
5 بازدید
(اِ) پالیک. کفش. پاپوش چرمی. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (آنندراج). پای افزار چرمین. (فرهنگ اسدی): از خرو بالیک آنجای رسیدم که همی موزهٔ چینی می خواهم و اسب تازی. رودکی. و رجوع به پالیک شود.
کلمات همقافیه با «بالیک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر