معنی بالیه
6 بازدید
(اِخ) ناحیه ای در سنجاق قره سی از ولایت خداوندگار (عثمانی) که قریب ۸۵۰ پارچه ده در بردارد. محصول عمدهٔ آن حبوبات و پنبه و میوه و خشخاش است. دام داری نیز رواج دارد. آب معدنی گوگردی معروفی در آنجا هست. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۲۲۰).(اِخ) نام قصبهٔ کوچکی مرکز ناحیهٔ ملحق به قضای بالیکسری در سنجاق قره سی از ولایت خداوندگار (عثمانی) که در ۴۵ هزارگزی شمال غربی بالیکسری واقع است. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۲۲۰).
کلمات همقافیه با «بالیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر