معنی بالینگه
5 بازدید
[ گَ هْ ] (اِ مرکب) بالینگاه آنجا که بالین نهند. || بستر. || خوابگاه. و رجوع به بالینگاه شود: هیون رونده ز ره ماند باز به بالینگه آمد سرم را به ناز.نظامی. یکی بالینگهش رفتی یکی جای یکی دامنش بوسیدی یکی پای.نظامی. به بالینگه خسته آمد فراز ز درع کیانی گره کرد باز.نظامی.
کلمات همقافیه با «بالینگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر