معنی بالیدگی
5 بازدید
[ دَ / دِ ] (حامص) حالت و چگونگی بالیده. || نمو. روییدگی. انبات. (ناظم الاطباء): غُرَّه؛ سرعت بالیدگی انگور. (منتهی الارب). || افزونی. || تکبر. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بالیدگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر