معنی بالی

معنی بالی

5 بازدید
(ع ص) کهن. کهنه. (غیاث اللغات) (آنندراج) (فرهنگ نظام). پوسیده. تباه شده. (یادداشت مؤلف). مندرس. بال. (ناظم الاطباء). - ثوب بالی؛ لباس کهنه. || پیرگشته. (یادداشت مؤلف).
(اِ) عنبر ماهی. نوعی پستاندار عظیم الجثهٔ دریایی شبیه ماهی. بال. وال. و رجوع به بال شود. <۵۳۰۶۴۰۰۳۰۱۴۲۸۳۰۱>...
(اِخ) محمد سعید بالی دمشقی. او راست: «تنویرالبصائر بسیرة الشیخ طاهر» این کتاب در سیرت شیخ طاهر جزایری است و در سال ۱۳۳۹ هـ . ق. در دمشق بچاپ رسیده است. (از معجم المطبوعات).
(اِخ) (شیخ...) خلیفة الصوفیه. وی یکی از شراح فصوص الحکم محیی الدین عربی است. او بسال ۹۶۰ هـ . ق. درگذشته است. او راست: رساله ای در قضا و قدر، و شرح حدیث: «کنت کنزاً مخفیا». (از کشف الظنون).
(اِخ) از شعرای دورهٔ سلطان سلیم خان غازی است. و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۲۱۸ شود.
(اِخ) (خوش طبع...) از طایفهٔ تکلو و ظاهراً معاصر شاه عباس بوده است. خوش طبع و سپاهی منش و مصاحب است. این رباعی را به خودش نسبت میداد: می آمد، چهره از عرق تر کرده چوگان به کف و اسب طرب برکرده واندر خم زلفهای گردآلودش دلهای شکسته خاک برسر کرده. در استراباد در رکاب بدرخان به دست تراکمه کشته شد و جسدش هم به دست نیامد. (از تذکرهٔ مجمع الخواص ص ۱۲۴).
(اِخ) (...ابن علقمه) پدر شمویل از انبیاء بنی اسرائیل بود و نسبت او این است: شمویل بن بالی بن عقمةبن یرخام بن الیهوبن تهوبن صوف. (از طبری از مجمل التواریخ و القصص ص ۱۴۳ و ۲۰۷).
(اِخ) (مولی بالی الطویل) متوفی ۹۷۷ هـ . ق. او راست: تعلیقهٔ بر اصلاح الوقایهٔ کمال پاشازاده. (از کشف الظنون).
(اِخ) نام جزیره ای در مشرق جاوه که بوسیلهٔ ترعهٔ بالی از جزیرهٔ لومبوک جدا می شود و از مهمترین و پرفعالیت ترین جزایر شبه جزیرهٔ سند محسوب می شود. جمعیت آن از یک ملیون و پانصد هزارتن افزون است. معادن مس و آهن فراوان دارد. محصول عمدهٔ آن برنج و پنبه و قهوه است. مهمترین مرتفعات آن ۳۴۱۴ گز است. و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۲۱۸ شود.

کلمات هم‌قافیه با «بالی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید