معنی بالواجب
7 بازدید
[ بِلْ جِ ] (ع ق مرکب) (از: ب + ال +واجب) بطور واجب. بطور لازم. حتمی. (ناظم الاطباء). وجوباً.
کلمات همقافیه با «بالواجب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جب» برای سرودن شعر