معنی بالفرض
5 بازدید
[ بِلْ فَ ] (ع ق مرکب) (از: ب +ال + فرض). بطور فرض و پندار. فرضاً. (ناظم الاطباء). و رجوع به فرض شود.
کلمات همقافیه با «بالفرض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رض» برای سرودن شعر