معنی بالد
5 بازدید
[ لِ ] (ع ص، اِ) مقیم و ملازم جایی. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). اقامت کننده در جایگاه یا شهری. (از اقرب الموارد).[ لِ ] (اِخ) دهی است از دهستان پشتکوه بخش اردل شهرستان شهر کرد که در ۲۵ هزارگزی باختر اردل و ۶ هزارگزی راه دویلان واقع است و ۵۹ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «بالد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لد» برای سرودن شعر