معنی بالا رفتن

معنی بالا رفتن

5 بازدید
[ رَ تَ ] (مص مرکب) برآمدن. صعود کردن. برشدن. عروج. بررفتن. مقابل پایین رفتن. صاعد شدن. بعلو گراییدن. - بالا رفتن سال؛ آخر شدن سال. (از آنندراج). - بالا رفتن عمر؛ سالخوردگی. پیری. بر سنین عمر فزوده شدن. رو بسالمندی رفتن. پیر شدن. به پیری رسیدن : نیست بر بام عدم راهی نفسها را ببین زینه ها باشد کز آنجا عمر بالا میرود. میرزا طاهر وحید (از آنندراج). - بالا رفتن گرما؛ افزودن درجهٔ حرارت. زیاده شدن گرمی هوا. || ارتقاء. ترقی کردن. - بالا رفتن بهای چیزی؛ ترقی کردن قیمت آن. افزون شدن قیمت آن. غالی شدن. گران شدن. زیاده شدن قیمت. || مجازاً بلندپروازی کردن. (آنندراج): ای سرو با قد او بگذار سرکشی را بسیار پیش قدش بالا نمی توان رفت. بدیعی سمرقندی (از آنندراج). - بالا رفتن دماغ؛ کنایه از نخوت و غرور به هم رساندن. (آنندراج). تکبر. غرور. (فرهنگ نظام): بالا نمی رود ز ترقی دماغ ما چون آفتاب دود ندارد چراغ ما. میرزااسماعیل (از آنندراج). - بالا رفتن کار؛ پیش رفتن کار. (آنندراج): کار محنت گر درین ره این چنین بالا رود رهنوردان را ز زانو خار می باید کشید. ابوطالب کلیم (از آنندراج). مشو مقید همراه اگرچه توفیقی است که از جریده روی کار مهر بالا رفت. صائب (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «بالا رفتن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید