معنی بالا بلند
6 بازدید
[ بُ لَ ] (ص مرکب) آخته بالا. درازقامت. (آنندراج). بلندقامت. درازقد. (ناظم الاطباء). کشیده قد. بلنداندام. طویل القامة. بلندبالا: در آخر یکی مادیان بد سمند قوی هیکل و تند و بالابلند.فردوسی. || مجازاً، معشوق زیبا و آخته قامت : ز دست کوته خود زیر بارم که از بالابلندان شرمسارم.حافظ. بالابلند عشوه گر سرو ناز من کوتاه کرد قصهٔ زهد دراز من.حافظ. و رجوع به بالا شود.
کلمات همقافیه با «بالا بلند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر