معنی بالا آوردن
5 بازدید
[ وَ دَ ] (مص مرکب) صعود دادن. از پائین ببالا بردن. برآوردن. - بالا آوردن ساختمان؛ ساختمانی را بمرحلهٔ پوشش درآوردن. - بالا آوردن غذا؛ بمجاز استفراغ کردن. قی کردن. هراش کردن. برگرداندن. اشکوفه فتادن کسی را.
کلمات همقافیه با «بالا آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر