معنی بالاییدن
4 بازدید
[ دَ ] (مص) پالانیدن. (ناظم الاطباء)، افزودن. رجوع به پالاییدن شود. - بربالاییدن؛ تحریک کردن. برانگیختن. (ناظم الاطباء). ظاهراً مصحف بربالانیدن است. رجوع به بالانیدن و رجوع به اشباب شود.
کلمات همقافیه با «بالاییدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر