معنی بالاهنگ
5 بازدید
[ هَ ] (نف) کشندهٔ بالا. جنیبت کش. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). پالاهنگ. پالهنگ. || (اِ) دوالی که بر لگام اسب بندند تا در روز جنگ دست خصم بدان ببندند. رجوع به پالاهنگ شود.
کلمات همقافیه با «بالاهنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر