معنی بالانی
5 بازدید
(اِ) فرق سر. (فرهنگ شعوری ج ۱ ص ۱۹۲). هرچیز که پوشاند سر را. (ناظم الاطباء). اما در کتب و مآخذ دسترس دیگر دیده نشد. || منسوب به بالان که دهلیزخانه است. || جنبیدنی. قابل جنبش. (ناظم الاطباء). جنبانی.(ص نسبی، اِ) اسب کندرو. (شرفنامهٔ منیری) (آنندراج). اسب بارگیر. (شرفنامهٔ منیری) (آنندراج). اسب پالانی. (ناظم الاطباء). ظاهراً بالانی صورتی از پالانی است. رجوع به پالانی شود.(ص نسبی) منسوب است به قریهٔ بالا از قرای مرو که به فارسی آنرا کوالا خوانند. (انساب سمعانی).(اِخ) ابوسعد بالانی از مشایخ بود. رجوع به تاریخ گزیده ص ۷۹۶ شود.
کلمات همقافیه با «بالانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر