معنی بالافتن
4 بازدید
[ تَ ] (مص) پالودن. صاف کردن. (از فرهنگ شعوری ج ۱ ص ۱۸۱) (ناظم الاطباء). جای دیگر دیده نشد.
کلمات همقافیه با «بالافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر