معنی بالاشهر
4 بازدید
[ شَ ] (اِخ) قریه ای است یک فرسنگی مغرب شهر خفر. (از فارسنامهٔ ناصری). دهی است از دهستان خفر بخش خفر شهرستان جهرم که در ۶ هزارگزی جنوب باختری باب انار و یکهزارگزی جنوب شوسهٔ شیراز به جهرم در جلگه واقع است. ناحیه ایست گرمسیر و دارای ۳۵۴ تن سکنه، آب آن از رودخانهٔ قره آغاج تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و برنج و مرکبات و بادام و انار و شغل مردمش زراعت و باغداری و راهش فرعی است. بنای مقبرهٔ جاماسب حکیم در اینجاست(؟). (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ شَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان رودان بخش میناب شهرستان بندرعباس که در ۵۰ هزارگزی شمال میناب و ۲ هزارگزی راه فرعی میناب به کهنوج واقع است و ۴۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸). چهارفرسخ بیشتر میانهٔ شمال و مغرب میناب است. (از فارسنامهٔ ناصری).
کلمات همقافیه با «بالاشهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر