معنی بالاسری
6 بازدید
[ سَ ] (ص نسبی) منسوب به بالاسر.[ سَ ] (اِخ) اصطلاح خاص شیعی در برابر شیخی. شیعهٔ غیرشیخی. مقابل پشت سری و علت آن اینست که شیخیه نماز جماعت را در پائین پای حرم حسینی (امام حسین علیه السلام) میخوانند بخلاف منکرین خود یعنی فقهای آن بقعهٔ مبارکه در بالای سر نماز میخوانند و به بالاسری مشهورند. (از روضات الجنات چ تهران ص ۲۶). شیخیه بچهار رکن از اصول دین معتقدند از این قرار: توحید، نبوت، امامت، اعتقاد به شیعهٔ کامل (رکن رابع). در صورتی که متشرعه یا بالاسری ها به پنج اصل معتقدند از اینقرار: توحید، عدل، نبوت، امامت، معاد. (از روضات الجنات). این اعتقاد مذهبی خصوصاً در کرمان در سالهای اواخر حکومت قاجاریه مورث کشمکش ها و اختلافات شدید بوده است. در این باب رجوع کنید بتاریخ وزیری چ باستانی پاریزی صص ۴۴۰ -۴۴۶ و همچنین رجوع به احمد احسایی شود. || نامی که در کرمان به آن دسته که غیرشیخی هستند داده میشود. مقابل شیخیه. نامی غیرشیخیه را در کرمان.
کلمات همقافیه با «بالاسری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر