معنی بالاس
6 بازدید
(اِ) ابریشم نرم و صاف. (ناظم الاطباء). اما او در این قول متفرد است. آیا کلمه از «با» و «لاس» مرکب نیست؟ چه لاس ابریشم فرومایه و پاک ناکرده است؟ || قسمی از پارچهٔ صاف و کهنه. (ناظم الاطباء). پارچهٔ کلفت پشمین که در زیر پالان اسب باری و یا شتر باری نهند. (ناظم الاطباء). || پلاس که در راهرو اطاق گسترند. (ناظم الاطباء).(اِخ) الکساندر. از امرای دولت سلوکی که مدتها با دمتریوس سلوکی منازعه و اختلاف داشت. رجوع به ایران باستان پیرنیا ج ۳ ص ۲۲۲۹ شود.
کلمات همقافیه با «بالاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر