معنی بالارو
4 بازدید
[ رَ / رُو ] (نف مرکب) بالارونده. که بالا رود. صاعد. بررونده. به علو گراینده. مرتقی. و رجوع به بالا رفتن شود. || (اِ مرکب) این کلمه بجای «آسانسور» پذیرفته شده است. دستگاهی که درون آن جای گیرند و به طبقات ساختمان برروند و فرود آیند. (لغت مصوبهٔ فرهنگستان). برشو.
کلمات همقافیه با «بالارو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر