معنی بالاخانه
4 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ مرکب) اطاقی در طبقهٔ دوم عمارت دوطبقه. اطاقی که بر پشت بام سازند. (از آنندراج). اطاقی که فوق اطاق دیگر ساخته شده باشد. (فرهنگ نظام). منظر. عمارت فوقانی. (ناظم الاطباء). خانهٔ طبقهٔ دوم. (لغت محلی شوشتر). خانه روی خانه : از هوای قامتش تا پر شده ست سینهٔ صدچاک بالاخانه است. میرزاعبدالغنی (از آنندراج).[ نَ ] (اِخ) نام قریه ای به باکو دارای معادن نفت بسیار. (یادداشت مؤلف).[ نَ ] (اِخ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل که در ۸ هزارگزی باختری بنجار و ۳ هزارگزی راه فرعی ادیمی به زابل در جلگه واقع است. ناحیه ایست دارای آب و هوای گرم معتدل و ۱۱۳۳تن سکنه. آب آنجا از رودخانهٔ هیرمند تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات، لبنیات. شغل مردمش زراعت و گله داری و گلیم و کرباس بافی. راه آنجا مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «بالاخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر