معنی بالاافکن
6 بازدید
[ اَ کَ ] (نف مرکب) به بالا افکننده. بالاانداز. بالااندازنده. || (اِ مرکب) روانداز از قبیل شمد و احرامی. پتو. لحاف. بالاپوش : ز بالاافکن شرب و نهالی شدم سرپا برهنه لاابالی. نظام قاری (دیوان ص ۱۰۹).
کلمات همقافیه با «بالاافکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر