معنی باقی گذاشتن
5 بازدید
[ گُ تَ ] (مص مرکب) بجا ماندن و برقرار گذاشتن چیزی را. (ناظم الاطباء). برجای نهادن.
کلمات همقافیه با «باقی گذاشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر