معنی باقو
6 بازدید
(اِخ) مریخ را گویند. (آنندراج). ستارهٔ مریخ. (ناظم الاطباء). نام یکی از منازل مریخ است. (فرهنگ شعوری ج ۱ ص ۱۸۸): گر شرح دهد تیر فلک منصب کلکش بی آب شود خنجر بهرام به باقو. شمس الدین محمد طبسی (از لباب الالباب).(اِخ) نام مردی است که قوی بوده. (آنندراج). اسم شخصی. (ناظم الاطباء). نام یک پهلوان است. (فرهنگ شعوری ج ۱ ص ۱۸۸).(اِخ) نام محلی است. (فرهنگ شعوری ج ۱ ص ۱۸۸). تلفظ دیگری از باکو، از شهرهای معروف قفقاز. رجوع به باکو و نیز به لغات تاریخیه و جغرافیهٔ ترکی ج ۲ ص ۳۷ شود.
کلمات همقافیه با «باقو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قو» برای سرودن شعر