معنی باقری
6 بازدید
(ترکی، اِ) بترکی قید است. و قید باقلی شیح است. (فهرست مخزن الادویه).[ قِ ] (ص نسبی) منسوب به باقر.[ قِ ] (اِخ) زیدبن احمد باقری علوی، او در زمان متوکل عباسی خروج کرد ولی جمعی که با او همعهد و هم سوگند بودند ازو برگشتند و در جنگ بر دست لشکر متوکل گرفتار شد. (از تاریخ گزیده چ عکسی ص ۳۲۵).[ قِ ] (اِخ) از شعرای یزد. نام و تخلصش باقر. در عهد شاه عباس بفرمانداری یزد منصوب شد ولی حاکم بدسلوکی بود مگر در اواخر ایام که تغییر حال داد و در سلک ادباء درآمد. او راست: بر آن سرم که کشم دست از سر دنیا اگر بجا نهدم سر، ستمگر دنیا شگفت آنکه دنی زادگان دنیایند تمام زادهٔ دهر و برادر دنیا بجان دوست نخواهم بهشت اگر باشد قصور و کوشک و کاخش برابر دنیا. (از تاریخ یزد آیتی ص ۲۷۸).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان رستم بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون که در ۹ هزارگزی باختر فهلیان و بر کنار شوسهٔ کازرون به بهبهان در دامنه واقع است. ناحیه ایست گرمسیر و دارای ۲۵۰ سکنه. آب آنجا از رودخانهٔ فهلیان و چشمه تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و حبوبات و برنج و شغل مردمش زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان خبر بخش بافت شهرستان سیرجان که در ۷۵ هزارگزی جنوب باختری بافت و ۳ هزارگزی جنوب راه فرعی دشت بر به خبر واقع است. ناحیه ایست کوهستانی و سردسیر دارای ۵۰ تن سکنه. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و حبوبات و شغل مردمش زراعت و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «باقری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر