معنی باقرعلیخان
7 بازدید
[ قِ عَ ] (اِخ) از مشاهیر شعرای پارسی گوی هندوستان که در اوایل قرن ۱۲ هـ . ق. در لکنهو بدنیا آمد. وی دردربار محمدشاه گورکانی بود و درجوانی درگذشت. درنظم و نثر و حسن خط مهارت داشت. دو منظومه موسوم به «رموز الطاهرین» و «مرآت الجمال» و دیوانی دارد. اثر دیگرش «گلستان اسرار» است. از اوست: شعله زد عشق جسم و جان مرا شمع سان سوخت استخوان مرا به غمش سوختم چو دیوانه داد خاکسترم نشان مرا. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۲۰۲).
کلمات همقافیه با «باقرعلیخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر