معنی باقرآباد
6 بازدید
[ قِ ] (اِخ) دهی است جزء بخش جعفرآباد شهرستان ساوه که در جنوب باختر مرکز بخش در یک هزارگزی راه ماشین رو جعفرآباد به قم و در جلگه واقع است. ناحیه ای است دارای آب و هوای معتدل و ۱۷۲ تن سکنه، آب آن از قنات تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و پنبه و بنشن و انار و بادام و شغل مردمش زراعت و گله داری و گلیم و جاجیم بافی و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان بشاریات بخش آبیک شهرستان قزوین که در ۱۲ هزارگزی باختر آبیک و ۵ هزارگزی راه شوسه واقع است و ۴۰ تن جمعیت دارد. راه آن مالرو است. سکنهٔ آن از طایفهٔ مافی هستند و تغییر مکان نمی نمایند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان قمرود بخش مرکزی شهرستان قم که دارای ۳۰ تن جمعیت است، یک مهمانخانه بر سر راه شوسه و از آثار قدیمی کاروانسرایی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان اکراد ساوجبلاغ بخش کرج شهرستان تهران که در ۵۷ هزارگزی شمال باختر مرکز بخش و ۸ هزارگزی جنوب راه شوسهٔ کرج به قزوین در جلگه واقع است. ناحیه ای است سردسیر و دارای ۴۵ تن سکنه، آب آنجا از قنات تأمین میشود، محصول عمده اش غلات و صیفی و چغندر و لبنیات و شغل مردمش زراعت و گله داری و راهش ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قِ ] (اِخ) (بافراوف) دهی جزء دهستان غار بخش ری شهرستان تهران که در ۸ هزارگزی مرکز بخش بر کنار راه شوسهٔ قم در جلگه واقع است. ناحیه ای است سردسیر و دارای ۲۰ تن سکنه، آب آنجا از قنات تأمین میشود و محصول عمدهٔ آن غلات و صیفی و چغندر قند و شغل مردمش زراعت و راهش ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان دشتابی بخش بوئین شهرستان قزوین که در ۴۲ هزارگزی مرکز بخش و ۱۵ هزارگزی راه شوسهٔ همدان در جلگه واقع است. ناحیه ای است دارای آب و هوای معتدل و ۱۰۲ تن سکنه، آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و انگور و چغندر قند و شغل مردمش زراعت و گلیم و جاجیم بافی و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان بهنام پازکی بخش ورامین شهرستان تهران که در ۱۲ هزارگزی شمال باختری مرکز بخش در جلگه واقع است. ناحیه ای است سردسیر و دارای ۲۰۱ تن سکنه، آب آنجا از قنات تأمین میشود، محصول عمدهٔ آن غلات و صیفی و چغندر قند و شغل مردمش زراعت و راهش ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان تیمور بخش حومهٔ شهرستان محلات که در ۶ هزارگزی جنوب مرکز بخش بر کنار رود قم متصل به جادهٔ شوسهٔ دلیجان به خمین در جلگه واقع است. ناحیه ای است سردسیر و دارای ۳۶۰ تن سکنه و آب آنجا از رودخانهٔ قم تأمین میشود، محصول عمدهٔ آن غلات و صیفی و میوه و شغل مردمش زراعت و کرباس بافی است و راهش ماشین رو است، پل روی رودخانه کنارآبادی است که راه شوسه از آن میگذرد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان سربند علیا بخش سربند شهرستان اراک که در ۳۱ هزارگزی جنوب باختر آستانه و راه عمومی واقع است. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر و دارای ۳۹۴ تن سکنه. آب آنجا از قنات و چشمه سار تأمین میشود، محصول عمدهٔ آن غلات، بنشن و پنبه و انگور و بادام و قلمستان و شغل مردمش زراعت و گله داری و قالیچه بافی و راهش مالرو است. از گردنهٔ ظهیرآباد میتوان اتومبیل برد. این ده را دزدان دره نیز میگویند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ قِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان بشاریات بخش آبیک شهرستان قزوین که در ۱۵ هزارگزی راه شوسه در جلگه واقع است. ناحیه ای است دارای آب و هوای معتدل و ۲۰۴ تن سکنه، آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و چغندر و جالیز و شغل مردمش زراعت و راهش مالرو است. از قشلاق میتوان ماشین برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان کتول بخش علی آباد شهرستان گرگان که در ۹ هزارگزی شمال باختر علی آباد در دشت واقع است. ناحیه ای است دارای آب و هوای معتدل مرطوب و ۲۱۰ تن سکنه، آب آنجا از قنات تأمین میشود و محصول عمدهٔ آن برنج و غلات و توتون و سیگار و پنبه و شغل مردان زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان کرباس بافی و شال بافی است. دو تپه که دارای آثار قدیمی است نزدیک آن دیده میشود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ قِ ] (اِخ) دهی است از بخش رامیان شهرستان گرگان که ۴۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ قِ ] (اِخ) از دهات پنج هزار از توابع اشرف مازندران است. (مازندران و استرآباد رابینو ترجمهٔ وحید مازندرانی ص ۱۶۸).[ قِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان هیز بخش مرکزی شهرستان اردبیل که در ۲۶ هزارگزی جنوب خاوری اردبیل در مسیر راه شوسهٔ اردبیل واقع است، ناحیه ای است کوهستانی و دارای آب و هوای معتدل و ۸۴۵ تن سکنه، آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و حبوبات و شغل مردمش زراعت و گله داری است. این ده را بلقاآباد نیز میگویند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان شیان بخش مرکزی شهرستان شاه آباد که در ۲۴ هزارگزی خاور شاه آباد و ۱۰ هزارگزی خاور حسن آباد زیری در دشت واقع است. ناحیه ای است سردسیر و دارای ۵۷۸ تن سکنه، آب آن از چاه تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات دیم و لبنیات و شغل مردمش گله داری و مختصری زراعت است. اهالی در زمستان عموماً به گرمسیر قصر شیرین میروند. راه فرعی به حسن آباد واقع در کنار شوسهٔ کرمانشاه دارد. این آبادی در دو محل بفاصلهٔ کمی واقع و به باقرآباد علیا و سفلی مشهور است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان میان دربند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه که در ۲۰ هزارگزی شمال باختری کرمانشاهان از طریق سراب خشکه و ۴ هزارگزی شمال شوسهٔ روانسر در دشت واقع است، ناحیه ای است سردسیر و دارای ۲۹۰ تن سکنه، آب آنجا از رودخانهٔ رازآور و بوسیلهٔ مکینه تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و حبوبات و لبنیات و صیفی و شغل مردمش زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان هرسم بخش مرکزی شهرستان شاه آباد که در ۸ هزارگزی جنوب خاوری هرسم و جنوب خاوری شاه آباد در دشت واقع است ناحیه ای است سردسیر و دارای ۱۶۰ تن سکنه، آب آنجا از زه آب رودخانهٔ محلی تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات دیم و لبنیات و شغل مردمش زراعت و گله داری و راهش مالرو است. تابستان از طریق هرسم میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قِ ] (اِخ) دهی از دهستان خسروآباد شهرستان بیجار که در ۲۱ هزارگزی جنوب خاوری بیجار و ۲ هزارگزی راه شوسهٔ بیجار به همدان در تپه ماهور واقع است. ناحیه ای است سردسیر و دارای ۱۴۵ تن سکنه، آب آنجا از چشمه تأمین میشود، محصول عمدهٔ آن غلات و لبنیات و شغل مردمش زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالیچه و گلیم و جاجیم بافی و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان چمچال بخش صحنهٔ کرمانشاهان که در ۲۷ هزارگزی باختر صحنه بر کنار شوسهٔ کرمانشاه به سنقر در دشت واقع است. ناحیه ای است دارای آب و هوای معتدل و ۱۳۵ تن سکنه، آب آن از رودخانهٔ دینور تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و برنج و حبوبات و توتون و شغل مردمش زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان خرمرود شهرستان تویسرکان که در ۲۰ هزارگزی باختر شهر تویسرکان بر کنار راه شوسهٔ تویسرکان به کرمانشاه در جلگه واقع است. ناحیه ای است سردسیر و دارای ۱۲۷ تن سکنه، آب آن از قنات تأمین میشود محصول عمدهٔ آن غلات و برنج و کتیرا و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان قالی بافی و راهش اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان ترک شهرستان ملایر که در ۲۱ هزارگزی شمال شهر ملایر بر کنار راه اتومبیل رو قراتکین به قوزان واقع است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان ترک شهرستان ملایر که در ۲۱ هزارگزی شمال شهر ملایر بر کنار راه اتومبیل رو قراتکین به قوزان واقع است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان سورمق بخش مرکزی شهرستان آباده که در ۲۵ هزارگزی جنوب خاورآباده و شمال شوسهٔ سورمق به ابرقو در جلگه واقع است. ناحیه ای است دارای آب و هوای معتدل و ۱۵۰ تن سکنه، آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و پنبه و انگور و بادام و شغل مردمش زراعت و باغداری و گیوه بافی و راهش فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان همایجان بخش اردکان شهرستان شیراز که در ۱۳ هزارگزی جنوب خاور اردکان و ۳ هزارگزی شوسهٔ اردکان به شیراز در جلگه واقع است. ناحیه ای است سردسیر و دارای ۶۲ تن سکنه، آب آن از رودخانهٔ شش پیر تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و حبوبات و برنج و میوه و شغل اهالی زراعت و راهش فرعی است. این ده را تل نقاره نیز میگویند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان بیضا بخش اردکان شهرستان شیراز که در ۶۹ هزارگزی خاور اردکان و ۷ هزارگزی راه فرعی زرقان به بیضا واقع است و ۳۷ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان نوق شهرستان رفسنجان که در ۶۲ هزارگزی شمال باختری رفسنجان بر کنار راه مالرو رفسنجان به بافق در جلگه واقع است. ناحیه ای است سردسیر و دارای ۱۴۹ تن سکنه، آب آن از قنات تأمین میشود. محصول عمده آن غلات و پسته و شغل مردمش زراعت و گلیم بافی و راهش فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان دلکان بخش بزمان شهرستان ایرانشهر که در ۱۴۵ هزارگزی جنوب باختری بزمان بر کنار راه مالرو بمپور واقع است و ۴۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان کنکی بخش فهرج شهرستان بم که در ۲۹ هزارگزی راه فرعی بم به ریگان واقع است و ۴۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان باغین بخش مرکزی شهرستان کرمان که در ۱۲ هزارگزی جنوب کرمان و ۳ هزارگزی خاور شوسهٔ کرمان به یزد در جلگه واقع است. ناحیه ای است دارای آب و هوای معتدل و ۴۰ تن سکنه، محصولات عمدهٔ آن غله و میوه و شغل مردمش زراعت و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ قِ ] (اِخ) دهی است ازد هستان رابر بخش بافت شهرستان سیرجان که در ۴۲ هزارگزی شمال خاوری بافت بر سر راه مالرو گنجیان و شیرینک واقع است و ۳۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان خنامان شهرستان رفسنجان که در ۷۷ هزارگزی شمال خاوری رفسنجان و ۲۱ هزارگزی شمال راه شوسهٔ رفسنجان بکرمان واقع است و ۳ خانوار سکنه دارد (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان سربنان بخش زرند شهرستان کرمان که در ۳۵ هزارگزی خاور زرند بر سر راه مالرو خانوک به راور واقع است و ۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان کاه بخش داورزن شهرستان سبزوار که در ۱۸ هزارگزی خاور داورزن بر سر راه شوسه عمومی شاهرود به سبزوار در دامنه واقع است ناحیه ای است دارای آب و هوای معتدل و ۱۷۱ تن سکنه آب آنجا از قنات تأمین میشود، محصول عمدهٔ آن غلات و پنبه و شغل مردمش زراعت و راهش ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش بافق شهرستان یزد که در ۴ هزارگزی باختر بافق بر کنار راه فرعی بافق به یزد در جلگه واقع است. ناحیه ای است گرمسیر و دارای ۱۴۸ تن سکنه، آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و پنبه و خرما و روناس و نارنج و شغل مردمش زراعت و صنایع دستی آنان صابون پزی و جارو و بادبزن سازی و راهش ارابه رو است (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش کوهپایه شهرستان اصفهان که در ۱۸ هزارگزی جنوب خاور کوهپایه و ۱۵ هزارگزی جنوب شوسهٔ اصفهان به یزد واقع است. و ۹۲ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «باقرآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر