معنی باقداری
7 بازدید
[ قِ را ] (اِخ) از قرای بغداد است نزدیک اَوانا. فاصلهٔ از آنجا تا بغداد ۴۰ میل است. در آنجا پارچه هایی از پنبه بافته میشود که در بغداد معروف و مثل است. (از معجم البلدان و مراصدالاطلاع).[ قِ ] (ص نسبی) منسوب به باقداری از محال بغداد.[ قِ ] (اِخ) ابوبکرمحمدبن ابی غالب بن احمد باقداری نابینا از حفاظ بود. در اوایل عمر به بغداد آمد و در همانجا در ذی حجة ۵۷۵ هـ . ق. وفات یافت و در مقبرهٔ باب البصره نزدیک رباط زوزنی مدفون شد. (از معجم البلدان).[ قِ ] (اِخ) ابوعبداللََّه محمدبن ابی غالب بن احمد باقداری از رواة بود و در جمادی الاولی سال ۶۰۴ هـ . ق. در بغداد وفات کرد. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «باقداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر