معنی بافن
6 بازدید
[ فَ ] (ص مرکب) (از: با +فن) دارای فن. ذوفن.[ فَ ] (اِخ) ویلیام بافن دریانورد مشهور انگلیسی که بسال ۱۵۸۴ م. بدنیا آمد و بسال ۱۶۲۲ م. درگذشت. در سفر اکتشافی که بسال ۱۶۱۵ م. به دریاهای شمالی کرد تا مدار ۷۸ درجهٔ شمالی پیشرفت و سفرنامه ای نیز در مشاهدات خود نوشت. بافن در ایران، در محاصرهٔ جزیرهٔ هرموز هنگامی که میخواست پرتقالیها را از ایران براند کشته شد. و نیز رجوع به بافن در قاموس الاعلام ترکی شود.[ فَ ] (اِخ) (دریای...) نام قسمتی از اقیانوس اطلس که بین سرزمین گروئنلند و نواحی قطبی قرار گرفته و به وسیلهٔ ترعه داوی به اقیانوس اطلس متصل میشود. کشتی رانی در این دریا در بیشتر ایام سال بعلت وجود کوههای یخ مشکل است. این دریا بسال ۱۶۱۶ م. بوسیلهٔ بافن دریانورد انگلیسی کشف شد.
کلمات همقافیه با «بافن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فن» برای سرودن شعر