معنی بافره
7 بازدید
[ رَ ] (اِخ) قضایی در ولایت طرابوزان در مشرق قضای جانیک و مشرق قضای صامسون و جنوب دریای سیاه، و رودخانهٔ قزل ایرماق از جنوب آن میگذرد. محصول عمدهٔ آن حبوب و میوه و کتان و کنف و تنباکوست. در حدود ۱۶۱ پارچه آبادی دارد. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۲۰۰).[ رَ ] (اِخ) نام مرکز قضای بافره واقع در سنجاق طرابوزان، نزدیک قزل ایرماق. تجارت عمدهٔ آن تنباکو است. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۲۰۰).
کلمات همقافیه با «بافره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر