معنی بافتکار
8 بازدید
(ص مرکب) که بافد. که بافتن پیشه دارد. جولاهه. بافنده. حائک. آنکه کارش بافتن است. نساج : این بافتکار دنیی جولاهه رشتن ز هیچ و هیچ بود کارش. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «بافتکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر