معنی بافته

معنی بافته

6 بازدید
[ تَ / تِ ] (ن مف) منتسج. نعت مفعولی از بافتن. منسوج. نسیج. (آنندراج). سطحی منسوج پدید آمده از گره خوردن و درهم شدن تارها و پودها چنانکه در قالی و کرباس و پارچه و جز آن : دویاره، یکی طوق با افسری ز دیبای چین بافته چادری.فردوسی. با کاروان حله برفتم ز سیستان با حلهٔ تنیده ز دل بافته ز جان.فرخی. آینه دیدی بر او گسترده مروارید خرد خردهٔ الماس دیدی بافته بر پرنیان.عنصری. شهری که درو دیبا پوشند حکیمان نه بافتهٔ ماده و نه بافتهٔ نر.ناصرخسرو. نام خویش از چه نهی بیهده موسای کلیم که گلیم تو بجز بافتهٔ هامان نیست.سنائی. سلطان آن خلعت که بر قدم عالی او بافته بود و از حضرت نبوت و موقف خلافت بدان کرامت و سعادت یافته درپوشید و بر تخت سلطنت بنشست. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). - به زر یا گوهر بافته؛ زربفت یا گوهر بفت که در تار و پود آن گوهر و یا زر بکار برند: همه چوب بالاش از عود تر بر او بافته چند گونه گهر.فردوسی. تاجی از ورد بافته با گل سوری بیاراسته بر سر نهاد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۹۴). - دربافته در؛ مرصع. بهم بافته با در: آن سخن خواند پاکیزه چو دربافته در وین سخن گوید پیوسته چو پیوسته درر. فرخی. - درهم بافته؛ بهم متصل کرده. به یکدیگر پیوند داده : تختی داشت گفتی بوستان بود، زمین آن تختهای سیمین نیکوی درهم بافته و ساخته. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۰۳). || پیچیده شده. تابیده شده. (ناظم الاطباء). تاب داده. تابیده. (آنندراج). ملفوف. (زمخشری). تارهای جدا شده از مو دسته کرده و هر دسته از رستنگاه تا نوک موی بهم تافته و بصورت لاغ در آمده : مسلسل یک اندر دگر بافته [ موی ] گره برزده سرش برتافته.فردوسی. ای جوجگک بسال و ببالا بلند زه ای با دو زلف بافتهٔ چون کمند زه. طاهر فضل. || یک قسم پارچه ای از پنبه. (از ناظم الاطباء). نوعی از پارچه. (آنندراج). || طناب. رسن. (ناظم الاطباء) (آنندراج). || رنگی از کبوتر. (ناظم الاطباء). رنگی است مر کبوتران را. (آنندراج). || تکمه هایی که از پشم گوسفند ساخته باشند. (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «بافته»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ته» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید