معنی باغ نو
6 بازدید
[ غِ نَ ] (اِخ) نام قبرستانی به شیراز. (یادداشت مؤلف). این محل یکی از محلات قدیم شیراز بوده و از عهد کریمخان زند ببعد جزو محلهٔ بالاکفت شیراز شده است. (فارسنامهٔ ناصری ج ۲ ص ۴۶). بسیاری از معاریف شیراز منسوب باین محله بوده اند و یا قبر آنان در آنجاست. درشد الازار نام باغ نو در چند جا چنین آمده است : قبر او [ ابن الهراس ] در صحن رباط خودش در محلهٔ باغ نو پشت مدرسهٔ نصیریه واقع است. (ازشدالازار ص ۲۶۶). قبر او [ شیخ محمدبن ابوالفوارس ] در محلهٔ باغ نو بین بازار و مقبره واقع است. (ازشدالازار ص ۲۶۸). او [ شیخ احمدبن عبداللََّه ] در سال ۶۸۳ هـ . ق. به مرتبهٔ یقین رسید و در کنار مقبرهٔ منذربن قیس نزدیک دروازه باغ جدید (باغ نو) دفن شد. (شدالازار ص ۲۶۹). و رجوع به تاریخ عصر حافظ ص ۱۰۳ و ۱۵۱ و هم چنین باغ الجدید شود.[ غِ نَ ] (اِخ) باغی به هرات بود و در حبیب السیر نام آن بدینسان آمده است : سلطان بدیع الزمان میرزا بظاهردارالسلطنهٔ هرات شتافته آن شب در باغ نو منزل گزید. (حبیب السیر ج ۴ ص ۳۷۶). روز جمعه هشتم محرم سنهٔ ثلث عشر و تسعمائه که بدیع الزمان میرزا و مظفر حسین گورکان از صولت محمدخان دارالسلطنهٔ هراة را وداع کردند، آن یک از باغ نو و این یک از شهر. (حبیب السیر ج ۴ ص ۳۹۰).[ غِ نَ ] (اِخ) باغی به سمرقند بود که بایسنقر میرزا در آنجا بارعام می داد. (از حبیب السیر ج ۴ ص ۲۲۳).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان احمدآباد بخش مرکزی شهرستان آباده که در ۶۶ هزارگزی جنوب اقلید و ۳ هزارگزی جنوب راه فرعی آسپاس به کانرود و ده بید در جلگه واقع است. ناحیه ای است سردسیر و دارای ۵۳ تن سکنه، آب آنجا از رودخانهٔ اوجان تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و حبوبات و شغل مردمش زراعت و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان اربعهٔ پائین بخش مرکزی شهرستان فیروز آباد که در ۵۸ هزارگزی جنوب فیروزآباد بر کنار راه عمومی هنگام به فیروزآباد در جلگه واقع است. ناحیه ای است گرمسیر و دارای ۱۴۸ تن سکنه، آب آن از قنات و چشمه تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن برنج و غلات و خرما و تنباکو و کنجد و شغل مردمش زراعت و صنعت دستی زنان گلیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کامفیروز بخش اردکان شهرستان شیراز که در ۵۳ هزارگزی خاور اردکان بر کنار راه فرعی پل خان به خانی من در جلگه واقع است. ناحیه ای است دارای آب و هوای معتدل و ۲۴۳ تن سکنه، آب آنجا از رودخانهٔ کرتأمین میشود و محصول عمدهٔ آن غلات و برنج و شغل مردمش زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان افروز بخش قیر و کارزین شهرستان فیروز آباد که در ۲۴ هزارگزی جنوب باختر قیر و ۸۳ هزارگزی باختر راه عمومی کارزین به خنج در جلگه واقع است. ناحیه ای است گرمسیر و دارای ۲۹۳ تن سکنه، آب آنجا از قنات تأمین میشود و محصول عمدهٔ آن غلات و خرما و لیمو و کنجد و شغل مردمش زراعت و صنعت دستی زنان جاجیم بافی و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ریوند بخش حومهٔ شهرستان نیشابور که در یکهزارگزی جنوب باختری نیشابور و در جلگه واقع است. ناحیه ای است دارای آب و هوای معتدل و ۲۶۶ تن سکنه و آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و شغل مردمش زراعت و راهش ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کاریزنو بالاجام بخش تربت جام شهرستان مشهد که در ۵ هزارگزی شمال باختر تربت جام بر سر راه مالرو عمومی تربت جام به فریمان واقع است. ناحیه ای است کوهستانی و دارای ۱۴۸ تن سکنه، آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و پنبه و شغل مردمش زراعت و مالداری و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «باغ نو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نو» برای سرودن شعر