معنی باغ فیروزی
5 بازدید
[ غِ ] (اِخ) باغی به غزنین که باغ پیروزی نیز خوانده میشد و مقبرهٔ سلطان محمود در آنجا بوده است : یک روز چنان افتاد که امیر بباغ فیروزی شراب میخورد بر گل و چندان گل صد برگ ریخته بودند که حد و اندازه نبود. (تاریخ بیهقی چ غنی و فیاض ص ۲۵۲). امیر [ مسعود ] بر نشست و بر جانب سپست زار بباغ فیروزی رفت و تربت پدر را رضی اللََّه عنه زیارت کرد و بگریست .. و گفت... پدرم این باغ را دوست داشت از آن فرمودی وی را اینجا نهادن، و ما حرمت او را این بقعت بر خود حرام کردیم که جز بزیارت اینجا نیاییم، سبزیها و دیگر چیزها که تره را شایست، همه را برباید کند و همداستان نباید بود که هیچ کس بتماشا آید اینجا. (تاریخ بیهقی چ غنی و فیاض ص ۲۵۶). و رجوع به باغ پیروزی شود.[ غِ ] (اِخ) باغ فیروز. باغی بوده است به یزد: بر در قلعه [ یزد ] قریب دروازه باغی بوده مشهور بباغ فیروزی. (تاریخ جعفری یزد ص ۴۱). باغ فیروزی قریب چهار منارست و مولانا اعظم سید مجدالدین حسن قاضی آن باغ را ترتیب داده و عمارت و طنبی و درگاه عالی ساخته و حوضخانهٔ نیکو دارد. (همان کتاب ص ۱۴۴). باغ فیروز وزیرنشین بوده است... مینویسند باغ پیروز وقف بر ابناء سبیل بوده و در هر شب و روز جمعه از عایداتش آش به فقرا داده میشد و بایستی هزار و یک کاسهٔ آش داده شود. (از تاریخ یزد آیتی ص ۲۲۷).
کلمات همقافیه با «باغ فیروزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر