معنی باغیگری
6 بازدید
[ گَ ] (حامص مرکب) عصیان. بی فرمانی. (آنندراج): گروهی ز عقل و سیاست بری در آنجا زده کوس باغیگری. ملاعبداللََّه هاتفی (ازآنندراج).
کلمات همقافیه با «باغیگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر