معنی باغندی
5 بازدید
[ غَ ] (ص نسبی) منسوب به باغند از قرای واسط. (از الانساب سمعانی) (معجم البلدان).[ غَ ] (اِخ) ابوبکر احمدبن محمدبن سلیمان بن الحرث بن عبدالرحمن الازدی واسطی معروف به ابن باغندی. از حفاظ و حدیث شناسان بود، مدتی در بغداد سکونت داشت. او در ذی الحجة سال ۳۱۳ هـ . ق. در گذشت. (انساب سمعانی ج ۱ ورق ۶۱) (معجم البلدان). و رجوع به فهرست حبیب السیر چ خیام ج ۲ شود.[ غَ ] (اِخ) ابوعبداللََّه محمدبن سلیمان باغندی. از روات بود. (از الانساب سمعانی ج ۱ ورق ۶۱). او از شعیب بن ایوب صریفینی روایت کرده است. (از معجم البلدان). و رجوع به تاریخ بغداد ج ۹ ص ۳۲۴ شود.
کلمات همقافیه با «باغندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر