معنی باغض
7 بازدید
[ غِ ] (ع ص) دشمن دارنده. ضد محب. مبغض. لغتی (لهجه ای) ردئ است و تنها ثعلب آن را آورده است و بهمین سبب در آیهٔ{/B«إِنِّی لِعَمَلِکُمْ مِنَ اَلْقََالِینَ ۲-۵۲۶:۱۶۸/} (قرآن ۲۶/۱۶۸)» کلمهٔ قالین را باغضین تفسیر کرده اند (از تاج العروس) (از لسان العرب). - باغض الخل؛ از معدنیات، چیزی است که از سرکه گریزد. (به گمان من آهک و چیزهای آهکی است چون مهرهٔ مار و پوست تخم مرغ و مروارید و امثال آن). رجوع به کائنات الجو ابوحاتم اسفزاری، چ طهران ص ۹۴ شود. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «باغض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غض» برای سرودن شعر