معنی باغج
6 بازدید
[ غَ ] (اِ) انگور نیم رسیده. (شعوری ج ۱ ورق ۱۵۳) (فرهنگ اوبهی) (فرهنگ رشیدی). غوره. انگور نیم پخته باشد. (فرهنگ جهانگیری): چو نیک و بد همه از همنشین بیاموزد شود برفته سیه همچو یکدگر باغج. ابوالمعانی (از شعوری). و رجوع به باغچ و باغنج شود.
کلمات همقافیه با «باغج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غج» برای سرودن شعر