معنی باعق
6 بازدید
[ عِ ] (ع ص، اِ) سخت آوازکننده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || سیل بزرگ. (منتهی الارب). توجبهٔ بزرگ. (ناظم الاطباء). توجبه. || باران شدید و سخت.
کلمات همقافیه با «باعق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عق» برای سرودن شعر