معنی باعذری
6 بازدید
[ عَ ] (اِخ) باعذرا. (معجم البلدان). ناحیتی در کردستان. در فتوح البلدان آمده است: عمربن خطاب، عتبةبن فرقد سلمی را بر موصل فرمانروا کرد در سال بیست هجری، مردم نینوی با او به مقابله پرداختند، او قلعهٔ نینوی را گشود و از دجله گذشت و آنگاه مرج و ارض بانو هذری و باعذری و حبتون و ... کلیهٔ پناهگاههای اکراد را گشود. (از کرد و پیوستگی نژادی او ص ۱۷۶).
کلمات همقافیه با «باعذری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر