معنی باعثة
5 بازدید
[ عِ ثَ ] (ع اِ) مؤنث باعث، رجوع به باعث شود: چه کلی داعیهٔ همت و باعثهٔ ضمیر بر آن مقصورست. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «باعثة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثة» برای سرودن شعر