معنی باطون
7 بازدید
(فرانسوی، اِ) باتون. چوب قانون. باتوم (در تداول عامه). چوبدستی صاحب منصبان نظامی و پاسبانان. در اصطلاح امروز چوبدستی پاسبانان و مأموران انتظامی شهربانی و آن معمولا حدود نیم گز طول دارد و غالباً از لاستیک درست شود.(اِخ) دهی است از دهستان رستم بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون که در ۱۸ هزارگزی باختر فهلیان در دامنهٔ شمالی بست ماهور و جنوب رودخانهٔ فهلیان واقع است. ناحیه ای است گرمسیر با ۲۸۶ سکنه و آب آن از رودخانهٔ فهلیان و کنی تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و برنج و تنباکو و شغل مردمش زراعت و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).(اِخ) قصبهٔ ناحیهٔ لازستان در ولایت طرابزون (نزدیک دریای سیاه)، از نظر موقعیت جغرافیایی و استحکام طبیعی بسیار ممتازست، در حدود ۲۰۰۰ سکنه از مسلمانان و نصاری و چرکس دارد و دارای مدارس و مساجد جامع و کلیساهای متعدد است. قضای باطون مرکب از ۳۵ قریه است و جمعیت حوزهٔ آن در حدود ۱۶ هزار تن میشود، صنایع عمدهٔ مردم آن پارچه بافی و ساختن ادوات فلزی است. دولت روسیه در طی جنگهایی خواست بر آنجا دست یابد ولی امکان آنرا نیافت و ضمن قرارداد صلح ۱۲۹۵ هـ . ق. مجدداً به ترکیه بازگشت. (از ذیل معجم البلدان ص ۱۲۰).
کلمات همقافیه با «باطون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر