معنی باطئه
7 بازدید
[ طِ ءَ ] (ع اِ) خنور سفالین که در آن شراب نگاه میدارند. ابریقی که در سر میز از آن در پیاله های کوچک شراب میریزند. ج، بواطی. (ناظم الاطباء). باطیه. رجوع به باطیه شود.
کلمات همقافیه با «باطئه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئه» برای سرودن شعر