معنی باش قشلاق
5 بازدید
[ قِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان قشلاقات افشار بخش قیدار شهرستان زنجان که در ۵۱ هزارگزی باختر قیدار و ۳۹ هزارگزی راه کاروان رو عمومی واقع شده است. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر با ۲۴۱ تن سکنه که آب آن از چشمه سار تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و شغل مردمش زراعت و گلیم و جاجیم بافی و راه آن مالرو است. سکنهٔ آن از ایلات شاهسون افشار هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان قرار توره بخش دیوان درهٔ شهرستان سنندج که در ۳۴ هزارگزی شمال دیواندره و ۴ هزارگزی باختر قالوچه واقع است. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر دارای ۱۸۰ تن سکنه که آب آن از رودخانه و چشمه تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و حبوب و لبنیات و توتون، و شغل مردمش زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «باش قشلاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر