معنی باشگل
5 بازدید
[ گُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان قاقازان بخش ضیاءآباد شهرستان قزوین که در ۱۸ هزارگزی مرکز بخش و در ۱۲ هزارگزی راه عمومی واقع است. ناحیه ای است سردسیر و دارای ۲۲۰ تن سکنه و آب آن از قنات و چشمه تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و میوه و لبنیات و شغل مردمش زراعت و گله داری و گلیم و جاجیم بافی و راه آن مالرو است. ساکنین کرد آن از طایفهٔ جلیلوند هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «باشگل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گل» برای سرودن شعر