معنی باشکند
6 بازدید
[ کَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان عباسی بخش بستان آباد شهرستان تبریز که در ۲۴ هزارگزی خاور بستان آباد و ۱۲ هزارگزی شوسهٔ میانه به تبریز در جلگه واقع است. ناحیه ای است سردسیر با ۳۴۹ تن سکنه و آب آن از چشمه تأمین میشود و محصول عمدهٔ آن غلات و شغل مردمش زراعت و گله داری و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ کَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان گورائیم بخش مرکزی شهرستان اردبیل که در ۴۸ هزارگزی جنوب باختری اردبیل و ۱۵ هزارگزی شوسهٔ اردبیل به تبریز در کوهستان واقع است. ناحیه ای است با آب و هوای معتدل و ۳۰۷ تن سکنه و آب آن از چشمه و رودخانهٔ باش کند تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و شغل مردمش زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان گلیم بافی و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قلعه دره سی بخش حومهٔ شهرستان ماکو که در ۱۶ هزار و پانصدگزی شمال باختری ماکو و ۴ هزارگزی خاور شوسهٔ ماکو به بازرگان در دره واقع است. ناحیه ای است کوهستانی با آب و هوای معتدل و ۱۹۹ تن سکنه و آب آن از رودخانهٔ آغ چای تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و حبوب و کنجد و کرچک و بزرک و شغل مردمش زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی و راهش ارابه رو است. از راه ارابه رو گمش تپه به باشکند میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ کَ ] (اِخ) نام رودخانهٔ نزدیک دهی بهمین نام در دهستان گورائیم اردبیل. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «باشکند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر