معنی باشوشیناک
6 بازدید
[ ] (اِخ) یکی از پادشاهان عیلام که قبل از غلبهٔ سومریهای شهر (اور) بر عیلام سلطنت میکرد. مجسمه ای از سنگ ساخته است و شکل آن چنین است: پادشاه بر تختی از سنگ نشسته و کلماتی از سمت راست آن بخط عیلامی و از طرف چپ آن بخط بابلی نوشته شده است. (رجوع به ایران باستان پیرنیا ج ۱ ص ۱۳۲ و رجوع به باش این شوشناک شود).
کلمات همقافیه با «باشوشیناک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ناک» برای سرودن شعر